تبليغاتX
بی تو میمیرم

 

یه روز حضرت موسی به خداوند متعال عرض کرد : من دلم میخواد یکی از اون بندگان خوبت رو ببینم . خطاب اومد : برو تو صحرا . اونجا مردی هست داره کشاورزی میکنه . او از خوبان درگاه ماست . حضرت اومد دید یه مردی هست داره بیل میزنه و کار میکنه . حضرت تعجب کرد که او چطور به درجه ای رسیده که خداوند میفرماید از خوبان ماست . از جبرئیل پرسید . جبرئیل عرض کرد : الان خداوند بلائی بر او نازل میکند ببین او چی کار میکنه . بلیه ای نازل شد که آن مرد در یک لحظه هر دو چشمش رو از دست داد . فورا نشست . بیلش رو هم گذاشت جلوی روش . گفت : مولای من تا تو مرا بینا می پسندیدی من داشتن چشم را دوست می داشتم . حال که تو مرا کور می پسندی من کوری را بیش از بینایی دوست دارم . حضرت دید این مرد به مقام رضا رسیده . رو کرد به آن مرد و فرمود : ای مرد من پیغمبرم و مستجاب الدعوه . میخوای دعا کنم خدا چشاتو بهت برگردونه . گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت :

آنچه مولای من برای من اختیار کرده بیشتر دوست دارم تا آنچه را که خودم برای خودم بخواهم

 

 

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 17:57 |

http://www.parsimusic.com/

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 17:24 |

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 16:34 |

به این کلیپ هم سری بزنید ضرر نمیکنید 

 http://www.iranclip.com/player/viewclip.pl 

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 21:13 |

به سایت ترانه هاخوش امدی لذت ببری

http://www.geocities.com/taranehha/nv.htm

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 21:11 |

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه دهم تیر 1385 و ساعت 17:34 |

www.sarallah.com       


www.behesht.info


www.fotros.org


www.ashoura.com


www.yamahdi.com

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 17:46 |

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 17:44 |
 

 عشق، خدا و ديگر هيچ

+ نوشته شده توسط مصطفی در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:13 |

+ نوشته شده توسط مصطفی در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 17:45 |
BlogPhotoLink->